تبلیغات
|||| **عاشقانه **

**عاشقانه **

یه سیلی زد و گفت: تو بهم خیانت کردی!!!??
گفتم: تو هم بکن...
چند ماهی گذشت....⭐

سوار ماشین عروس دیدمش...??

با خنده اومد طرفمو گفت: دیدی منم تونستم...❓
خندیدم و رفتم...??
بعد یه ماه که تو بیمارستان بستری بودم فهمید سرطان داشتم...!!!??
اومد ملاقاتمو و گفت: خیلی بی معرفتی...
چرا اینکارو کردی؟!!!??
اشک تو چشام جمع شد...
بهش گفتم: من تو عروسیت خندیدم...??

       ...ولی تو توی ختمم گریه نکن...??عرسی



"
نوشته شده در یکشنبه 11 آبان 1393ساعت 10:30 ق.ظ توسط نگین فرهمندنظرات ()

آخرین مطالب
» خسته ام....
» وصیت نامه من.....
» میدونی من کیم.....
» کجایی عشقم....
» خیلی وقته....
» خسته ام....
» مرگ.....
» خسته نیستم اما...
» فراموشی...
» دوستت دارم....
» عروسی......
» شب عروسی...
» اگه رفت...
» رفت...
» بسلامتی...
Design By : ghalebeweblog.ir